الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

326

شرح كفاية الأصول

مبدأ و ذات قائل شده است ) اشاره دارد . به‌همين‌جهت ابتدا كلام صاحب فصول و سپس جواب آن را توضيح مىدهيم : كلام صاحب فصول صاحب فصول معتقد است كه در حمل مشتقّ بر ذات به نحو حقيقت ، بايد بين « مبدأ مشتقّ » و « ذات » ( چيزى كه مشتقّ برآن جارى مىشود ) مغايرت باشد ، يعنى مبدأ عين ذات نباشد ، مانند : « زيد عالم » كه زيد ( ذات ) غير از علم ( مبدأ اشتقاق ) و علم نيز غير از زيد است ، و به‌همين‌جهت « زيد علم » صحيح نيست ( مگر با تأويل و مجاز ) . دليل صاحب فصول مهم‌ترين دليلى كه صاحب فصول براى مدّعايش مطرح مىكند ، « اجماع » است ، يعنى به اعتقاد ايشان ، علماء و اصحاب فريقين اتّفاق‌نظر دارند كه بايد بين مبدأ و ذات ، تغاير و اثنينيّت ( دوگانگى ) باشد تا حمل حقيقى صحيح باشد ، و گرنه ، حمل ، مجازى خواهد شد . نتيجه بيان صاحب فصول صاحب فصول از اين مدّعا نتيجه مىگيرد كه اطلاق صفات خداوند بر ذات متعال ، حقيقى نخواهد بود ، به اين بيان كه : بعضى از صفات ، بر ذات خداوند متعال جارى و حمل مىشوند ، مثل : « اللّه تعالى عالم » ، « اللّه تعالى قادر » ، « اللّه تعالى حىّ » و . . . كه آن را « صفات جماليّه » يا « ثبوتيّه » مىنامند . و از طرفى در علم كلام ثابت شد كه بر مبناى قول حقّ ، صفات خداوند ، عين ذات اوست و هنگامى كه عينيّت باشد ( نه غيريّت ) اطلاق صفات خداوند ( صفات ثبوتيّه ) بر ذات مقدس حقيقى نخواهد بود « 1 » ، به خلاف اطلاق صفات بر غير خداوند ، كه حقيقى است ، چون بين مبدأ و ذات تغاير وجود دارد نه اتّحاد ، مانند : « زيد عالم » ، « زيد عادل » كه « علم و قدرت » از ذات زيد جدا است ، و لذا ممكن است زيد باشد ولى صفت « علم و قدرت » نباشد . « 2 »

--> ( 1 ) . امّا بر مبناى باطلى كه صفات خدا را زائد بر ذات مىداند . اطلاق صفات بر ذات ، حقيقى خواهد بود . ( 2 ) . در اين موارد ، عالم و عادل به نحو حقيقت ( و بدون تصرّف در معناى لغويشان ) بر ذات ( زيد ) حمل شده‌اند ، و تجوّز و نقلى از معناى اولى نشده است .